چوب بهدستهاي ورزيل ، نگاه نويسنده است به حضور مستشاران خارجي که به ظاهر براي بهبود اوضاع ميآيند اما کم کم مقيم شده و همه چيز را ميبلعند .حمله گرازها در دهي که محصول را غارت ميکنند، روستائيان را به انديشهي استخدام شکارچياني مي اندازد اما شکارچيان (مستشاران خارجی) رحل اقامت مي افکنند و وضيعتي بدتر از گرازها پديد ميآورند، روستائيان هم چارهاي جز قيام ندارند...